من امروز یه ساعت زیر بارون راه رفتم و گریه کردم از خدا خواستم آرومم کنه دستمو بزاره تو دستش😔
گریه هامو کرد.تصمیمو گرفتم. وبا خودم عهد بستم که نزارم کسی یاچیزیی به روحو روانم آسیب بزنه.واز خداخواستم که هرجور خودش صلاحمو میدونه همونو واسم پیش بیاره.دیگه شدم عاشق خدایی که حتی بدون خدا این زندگیونفس کشیدنو نمیخوام.تمام
[QUOTE=285043374]چخوووب منم دوشب پیش به قدری گریه کردم وجیغ زدم تا بالاخره این حس از درونم بریزه بیرون امروز همیشه سعی کن ازلحاظ روحی استقامتتو بالا ببری وفقط وفقط امیدت بخدا باشه و بس.و همیشه به دیوارخداتکیه کن.تاهیچوقت پشتت خالی نشه.زندگی بالا وپایین زیاد داره.مطمئن باش میتونی تاب بیاری و مقاومت کنی.تحت هیچ شرایطی نزار از نظر روحی روانی ضربه بخوری.