ده ساله فهمیدم این زندگی جای من نیس
اعتیاد شوهرم.
خساست
کینه ای بودنش
واینکع مسیولیت منوبچشو ندارع
نه توبیماریا نه جایی ببرع هیچی فقط سرش توکشیدنه
وجالبع مقصرش منم مقصراعتیادش
الانم که دارم میتایپم خوابه ونمیتونم کاراموبکنم داغونم
خانوادم پشتیبانمن حتی بابچه ولی خیلی مذهبین و عملا نمیتونم کناربیام ازطرفی درامدندارم ک بتونم خودموبچمو ازین چاه بکشم بیرون ...هنوز سی سالم نشده ولی ارزوم مرگ
یه پسر ده ساله دارم ک اونم موافقه طلاقمه
شوهرمم بچمومیده اگ مهریمونگیرم ازش...
دارایی دارع بنامش نمیزنع خیلی موزیه خیلی
ارزوم الان اینه یروز ماشین داشته باشم 😂بتونم بابچم تویه خونه هرچندکوچیک زندکی کنم ولی اعتمادبنفسشوندارم ومیترسم براطلاق اقدام ازینی ک هستم بدبختربشم