2777
2789
عنوان

چالش های دوران نامزدی و عقد

| مشاهده متن کامل بحث + 1510 بازدید | 23 پست

زیاد ب شوهرم و خونوادش رو دادم ب خودشون اجازه دادن تو هرچیزی دخالت کنن

تو خونه مادرشوهر زیاد کار کردم 

و رومون  با خونواده شوهر خیلی باز شده

اواای عقدمون برا جیب شوهر خیلی دلسوز بودم سالی دوتا مانتو اگررر میگرفتم و با لباسای کهنه میگشتم ولی الان تا میتونم خرج خودم میکنم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خونوادم مخالف تنهایی بیرون رفتنمون بودن و نذاشتن هیچوقت دو تایی با هم جایی بریم 

از اونجا که خونوادم اصلا اهل تفریح و گشت و گزار هم نبودن هر وقت خونوادش پیشنهاد میدادن بریم پیک‌نیک بهونه میاوردن و رد میکردن و نشد حتی با خونواده ها هم پیک نیک بریم 🙂 هر وقت میومد خونمون کل خونواده ردیف میشستن بینمون و اجازه تنهایی بودن رو بهمون نمیدادن . عذاب کشیدیم از دستشون 

آخرش هم سر همین کارا و دوری انداختنمون از هم کلی از هم سرد شدیم  و جدا شدیم 🙂

سر چه مسائلی؟ و چرا؟

حرکات و رفتار مادر شوهرم رو هیچ وقت به پدر شوهرم نگفتم که چیکار میکنه با من وقتی نیستی

بعد سالها که گفتم گفت شک داشتم بهش ولی کاش میگفتی تا 9سال قهر نباشیم و نریم باکو

درونگرا.سکوت.مهربون.منطقی.تو نی نی سایت نه طرف حق و میگیرم نه ناحق چون قضاوت کار خداست
چه سخت گیری هایی داشتن؟

کلا برا بیرون رفتن از خونه مگ از ۷خان رستم رد میشدم.شبا اصلا همسرم حق نداشت شب خونمون بمونه یا من باهاش جایی بمونم.یه ذره دیرتر برمی گشتیم کلی فحش و نفرین و استرس....


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز