همه چی تاکسیک بود ولی من بودم
عصبی میشد بهم فحش میداد ولی من بودم براش
پیش دوستام غیبتمو میکرد ولی من بودم براش
اولین آدم زندگیم بود من هزارمیش بودم ولی من بودم براش
بهم خیانت کرد رفت با دوستم ولی من بودم براش با اینکه اون نبود
چون میدونست همیشه هستم ازم استفاده کرد و وقتی فهمیدم با ی دوست دیگمه ب دختره گفتم و ولش کرد ولی اون بجای عذرخواهی گفت ازت متنفرم:)
بار اخر گفت تو دست همه شهر بودی برو خودتو بکش مرده و زنت برام فرق نداره من فقط اشک تو چشام حلقه زد گفتم با وجود اینکه خواهر داری ب خودت اجازه میدی ب منی ک کاری نکردم اینجوری میگی؟ گفت هیچ ارزشی برام نداری گمشو و من گفتم منم ازت متنفرم
ولی خب نمیتونم از مغزم بیرونش کنم باگ زندگیم اینه نمیتونم از کسی متنفر باشم:)