خیلی ناامیدم 😔خانوادم به شدت واسه رسیدن به عشقم مخالفن و منم افسرده شدم یعنی به حدی افسرده شدم که بابام میگه چرا موهای پاتو نمیزنی و چرا اصلاح نمیکنی و از این حرفا 😔اخر این ماه قراره بیان خاستگاریم و منم چله زیارت عاشورا به روش حق شناس و ختم سادات و ۲۰۰۰صلوات و شروع کردم و دارم میخونم ولی خوب با عشقمم حرف میزنم میدونم خدا دلمو میبینه میدونم بازم امام حسین دستمو میگیره ولی استرس دارم و میترسم 😔توروخدا نصیحت نکنید فقط کمک کنید
سنت ک خیلی کم پس از نظر تو الکی بنظرم خانوادت حق دارن
درسته سنم کمه ولی بیشتر از سنم میفهمم بخدا چون سختیای زیادی کشیدم و خانوادمم میگن شوهرت باید کارمند باشه و با زبانی حرف بزنه که ما میخوایم و دلیلای الکی