دیشب کلی دعا کردم ..
باتمام رو سیاهیم از خدا خواستم
کسیو که خیلی دوسش داشتم ...
فقط دلم به این خوشه هرکیم ندونه خدا میدونه چقدددد واقعی دوسش داشتم و حالم پیشش چقد خوب بود😔
خدا خودش میدونه چه حسی داشتم و چیو داشتم تجربه میکردم..
حتی گاها خودمم یادم میره اندازه دوست داشتنم ولی اون که نمیره ..
دیشب تو خواب دیدم با یکی دیگه داره خوش میگذرونه .. بااین که خواب بود ولی داغون شدم 😔 از وقتی از خواب پاشدم همش حالم خرابه و گریه میکنم😔
میدونم این اتفاق یه عمل اجتناب ناپذیره و بلاخره اون قراره یه روز بایکی باشه ..ولی واقعا نمیتونم بپذیرم همش امید داشتم اتفاق خوبی بیفته و این عذاب تموم شه😔
هیچ کاری ازم برنمیاد
هیچ کسیو ندارم دردمو بهش بگم
نمیخوامم حرفای کلیشه ای و تکراری بهم بزنین نه سنم کمه نه تجربه اولمه سفید و سیاهو میتونم خودم تشخیص بدم ...
وقتی دارم درد میکشم این حرفا درمون نیس
برام دعا کنین فقط😔