سلام خانما دلم خیلی گرفته هفت ساله که ازدواج کردیم شوهرم خیلی عصبیه زود قاطی میکنه با یه حرف زود عصبانی میشه باهاش تا میام دو کلام حرف بزنم سر یه موضوع دعوامون میشه بعضی وقتا دیگه میزنم خودمو به بی خیالی ولی خیلی سخته دیگه من خودمم مثل خودش شدم تا یه چی میگه زود با لحن بد جوابشو میدم اصلن خوشحال نیستم از زندگیم شوهرم درکم نمیکنه تورو خدا راهنماییم کنین
بچه ده ماهه دارم مدام توخونمون دعواست
پدرمادر خیلی بدی داره خودخدامیدونه مادرش مدام چادر سرشه ازاین روضه ب اون روضه ازاین خونه ب اون خونه کلا بچه هاشو ول میکنه و میره
ماروزور میکنه و مدام زنگ میزنه ک احوال خواهرمادرموبپرسین موندم بخدا
همش از پریودشدناش و نوع جلوگیری کردناش ب شوهرم میگع هی میگفت ب من اره من فلانیو برای پسرم میخاستم انقدعذابم دادن تخم کینه تودلم کاشتن من خیلی کهربون و ساده بود الان قیافشونو حتی نمیتونم ببینم پدرشوهرم میگه جلوی مردم خوب باشیم ک مردم حسودی کنن اخه اینم منطقه ادم باید خوب واقعی باشه نه فیلم
شوهرم تازگیا تاحرف میزنم دعوامیکنه چاقوبرمیداره تهدید میکنه کتکم میزنه اونروز دیدم مامانش زیرزیری بهش پیام های احساسی میده مادرش اهل جادو جنبل ه خونش میریم چایی میریزه براما اصرارداره بخوریم ولی خودش یبارنخورده ب نظرتون طلسم دارن یانه کمکم کنین همش دارم شیرجوش میدم ب بچم عصبی شده