با خدا دعوام شده
از بس من دعوایی ام
گفتم خب چرا مارو آفریدی؟مثلا من گفتم میخام زندگی کنم ؟
انتخاب کردم ؟اشتباهی سیب خوردم
خب از آدم و حوا تقاص میکرفتی
از اون بهشت زیبا میراندی و فناپذیر میکردی و با مرگ و درد اینا زجر میدادی
دیگه مارو چرا ؟
میدونم گناه
ولی مینویسم سبک شم
تازه با این همه بدبختی نمیتونیم خودمون و بکشیم
چون هی تهدید میکنی میبرم جهنم
بعد هم میکن ی ساعت جهنم از چندین سال این دنیا بیشتر با هرچی ام خودت و بکشی هی برات تکرار میشه
اون از فرشته مرگت که ندیده ازش وحشت دارم
اون از قبر
اون از جهنم که مث سگ ازش میترسم
چی این زندگی همش ترس و وحشت