حسودیم شد
تولد یکی از همکلاسی هامونو تبریک گفته بود
باهم دوست صمیمی ان از دبیرستان
دلم گرفت
دلم دوستامو خواست
خوشبحالشون
من دانشگاهم تهرانه و خوابگاهیم
توی دانشگاهمون حتی یه همشهریم ندارم چه برسه به همکلاسی مدرسه
از خوابگاه خستم
کاش منم از اول تهران بودم
دلم میخواد بعد کلاسا برم خونه
دوستام پیشم باشن
پدرمادرم کنارم باشن
بغض دارم