مادرشوهرم شیش تا خواهر داره ،همشونم دختر دارن ولی خب یدونع من عروسم و عروس خواهرش
امشب افطار داشته بعد شوهرم دیشب زنگش زد گفت فردا شب ابجیامو میخام افطار دعوت کنم شماهم اگه دوست داشتین بیاین بعد ک یکم از مکالمشون گذشت گفت افطاریم خواهرانس
شوهرمم گفت خواهرانس زنم نمیاد ، همه ابجیاشو دختراشون بودن امشب فقد منو عروس خواهرشو نگفته بود بعضی ازین مادرشوهرا اخه چرا انقد بیشعورن