2821
2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

نه 

خانواده یه طرف 

همسرم یه طرف متعادل 

اصلا قابل قیاس نیستن 

دستم بوی گُل می داد مرا به چیدن گُل محکوم کردند اما هیچکس فکر نکرد شاید شاخه گلی کاشته باشم.  زن کورد💪🏻         کاربر قدیمی هستم  خیلی هم مهربونم منو توی تاپیکاتون تگ کنید  

تو مادرت برات در اولویته یا همسرت؟! 

چرا فک میکنید کسی ک با شما ازدواج میکنه دیگه باید بی خانواده بشه؟! یکم خودتونو بزارید جاش خب مگه شما حاضرید از خانواده ای ک چندین سال بزرگتون کرده بگذرید؟

من مثل روانپزشکا صحبت میکنم  و عین روانیا عمل میکنم 
شوهره منم این حرفو زد یه بار بهم یعنی گفت من حتی از بچمم بخاطره بابام می گذرم درسته پدرمادر عزیزن ول ...

دلم میخواد ازش جدا شم با این حرفش با داداشش قهرن بدجور بخاطر رفتارهای زنش و بی تحترامیاش به من و حالا  باباش داره قصه میخوره به من میگه کوتاه بیا بابام چیزیش بشه تقصیر منه

سلام عزیزم همه تاپیکاتو خوندم.بذار یه چیزی را رک و راست بهت بگم.اخلاقت خیلی بده و اگه من جای شوهرت بودم هیچوقت اینهمه سال تحملت نمیکردم. حتی اگه مشکل نازایی داشتم .چرا شوهرت باید باهات هم کلام شه وقتی تمام حرفات منفی بافیه؟بشین باخودت فکر کن ببین حرف قشنگم باشوهرت میزنی؟دل به دلش دادی؟اصلا بهش تاحالا روحیه دادی؟عوض اینکه بهش بگی خانوادت دوستت دارن و بهت احترام میذارن هی سبکش میکنی و اعتماد بنفسش رو میگیری؟تو هیچی از شوهرت باقی نذاشتی جز یه مرد منزوی و افسرده.نمیدونم چطور ازش توقع داری شاد باشه و پرحرف؟جاری‌تون زندگیتون را تسخیر کرده.شب و روز به اونا فکر میکنی.از زندگیت بازشدی.از شوهرت بازشدی.از خوشی هات بازشدی.حواست هست؟اگه قراره اینجوری زندگی کنی بخدا قسم هزار بار بهتره که جداشی.

عوض اینکه به جاریت حسادت کنی تو رفتاراش نگاه کن ببین برخوردش چجوریه که همه قبولش دارند و باهاش وقت میگذرونن.بنظرم مریض شدی حتما یه دکتر اعصاب و روان برو عزیزم.یه مدت دارو‌مصرف کنی تمام حساسیت هات برطرف میشه

فک نکنی من جاری ندارما.۴تا دارم.تا دلت بخاد زخم خوردمو رنج کشیدم.حتی بیماری پانیک گرفتم از دستشون .ولی به یه نتیجه ی فوق العاده رسیدم.اونم این بود که بخاطر هیچکس باشوهرم بد نباشم.بخاطر هیچکس زندگیه شخصیمو خراب نکنم و خوشی و آرامش در کنار شوهرمو باهیچی خراب نکنم و از وقتی شوهرم اینو فهمید و دید واقعا همینطوره همه از چشمش افتادند و الان منو میپرسته.و بیشتر از همه قبولم داره.

2823
2791
2779
2792