من چیکار کنم با مادر شوهر زبون نفهمم
خدایا کی منو از دستش نجات میدی
الان بعد چند سال زندگی مشترکم فهمیدم شوهرم
قبل من با دختر دایی ش نامزد بوده
اینو مادر شوهرم اونقدر از اینجا اونجا حرف کشید وسط و با طعنه این حرفشو زد
نمیدونید چه حالی شدم
چون این دختر دایی شوهرمو مادر شوهرم چند ساله در ماه حداقل دوبار میاره خونش
دختره دوبار شوهر کرده و بعد عروسی طلاق گرفته
اونم اینجا که میاد خیلی ادا اطوار در میاره
بعد با مادر شوهرم بحث شدم
گفتم خدایی مار زبونت رو عاقبت نیش میزنه
بعدم تو بحث جریان یه خانومی رو گفتم که مثل اون میشی از بس زبونش نیش داشت عاقبت کر و کور و لال جونش بالا اومد
به شوهرم گفتم یعنی چی که مادرت اینو گفته
چرا پنهون کردین ، چرا میاد اینجا
میگه مگه چی شده مرد میتونه چندتا داشته باشه
گیرم که اومده اینجا به هوای من و منم فلان کارو باهاش کرده باشم ، که چه
بریدم از دست شون 😭😭😭😭
الان دوساله نمیاد خونه بابام ، از بس مادرش زیر آبی پرش میکنه
هر وقتم بابام و مادرم و اینا بیان جلو پا بابام حتی بلندم نمیشه ، همیشه به بابام میگه شل مغز
میگه مرتیکه شصت سالشه جوراب زرد پاش میکنه
بابات و شوهر خواهرات جوراب منم نیستن که انتظار داری بهشون سلام کنم
دلم پکیده دیگه
الهی قبل فردا به عاقب قم ثمود گرفتار بشین
ترو خدا با این زبون نفهم ها چیکار کنم من ؟!