سلام دوستان از پری روز دخترم ابله مرغون گرفته تب شدید بیقراری میکنه دیشبم کلا نخوابید صبح یساعتی خوابید تا الان فقط گریه میکنه توضیح کلی دادم
حالا قضیه اینه که من باهاشون زندگی میکنم انتظار داره هم کاره خونه انجام بدم. هم اینکه مراقب دخترم باشم این به کنار. دشیب پسر جاریم افتاده پیشونیش زخم شده زخمشم یکم عمیقه جاریم خونه اش جداس دیشب رفت خونشون تا نصف شب نیومد هی میگه گناه داره درد داره. اینا وقتی امد سراغ دخترمو نگرفت که بهتر شد یا نه امروزم از صبحی. با اینکه میدونه دیشب نه من نه دخترم خوابیدیم نه سراغشو گرفت فقط ی ابمیوه اورد داد دستم گفت بده دخترت خنگه براش خوبه از وقتی رفت تا الان سراغ دخترمو نگرفت یکم پیش زنگ زد سلام کی خونه اس اینا سراغ شوهرمو گرفت که رفت سرکار یانه افطاری چی درست کردی گفتمش هیچی دخترم نمیزاره کاری انجام بدم فقط گریه اها پس تو یخچال فرنی داریم بده پسرت برام بیاره منم گفتم پسرم بیرون بازی میکنه دم دمای غروب نمیفرستمش اونجا. بگو فقط بخاطر فرنی زنگ زده مگه اونی که فقط پیشونی زخمه از تا حالا نشستی ور دلش ولی سراغی از دخترم نگرفتی خدایش انصافه