2777
2789
عنوان

میشع دعام کنید🥲

542 بازدید | 54 پست

برگشتم خونه بابام ،احتمال جداییمون خیلی زیادع، میشع دعام کنید؟ حال دلم اصلا خوب نیس🥲

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

ان شاءالله که جدا نشین و همه چی درست بشه.الهی آمین⚘

دروغه که همه مردا خائنن.دروغه که همه دهه هشتادی ها هیولان.دروغه که همه دختر پسرای مجردتو زندگیشون رابطه نامشروع داشتن.دروغه که همه مردم بی دین شدندروغه که....لطفا این کلمه همه رو از صحبتامون حذف کنیم چون یه تهمت بزرگه که به اکثریت جامعه وارد میکنیم.باور کنیم پشت بعضی از این کاربری ها دشمنامون نشستن کسایی که میخوان قبح یه سری از کارهای حرام بریزه.کسایی که دوست دارن خودتحقیری تو وجودمون نهادینه بشه.کسایی که دوست دارن ناامید و افسرده بشیم.کسایی که هرزگی رو تایید میکنن. کسایی که دوست ندارن ماها پیشرفت علمی و هنری داشته باشیم.کسایی که دوست ندارن خانواده ایرانی شاد باشه. کسایی که دوست دارن ذهنمون پر بشه از فکرهای پوچی مثل خیانت،دوستی دختر و پسر،طلاق،رابطه نامشروع،خوردن حرام،توجه به ظاهر در حدی که باطن و شرافتمونو فراموش کنیم.به آدم هااعتماد کنیدولی نه تو مجازی😉تاپیک سیاست رفتار با همسر رو حتما بخونین توی بهبود رابطتون کمکتون میکنه❤

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

چرامیخایی جداشی؟!

بخاطر اینکه تک پسرع 

شغلش با باباش شریکی 

از خونوادش میترسه واس همین نمیتونه توی زندگی مستقل باشه، چون خونوادش ب اینکه محرومش از ارث و کار میکنن میترسوننش 

مادرش ک خالم باشه دخالت صد توی زندگیم داره 

من هرچی بگم ب شوهرم ،شوهرم خوبه می‌فهمه ولی مادرش از مغزش همه چیو میپرونه 

حالم خوب نیس 

اصلا حالم خوب نیس 

همه زندگیم باید دست مامانش باشه🥲

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
انشاالله هر چی خیر و صلاحتون همون بشه عزیزم 🌸🤍

ممنونم 

حالم اصلا خوب نیست 

دلم نا ارومه 


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

انقد دخالت میکنه ک ما عید با خونه ابجیم رفتیم مسافرت، مادرشوهرم خیلی بدش اومد و ب سر شوهرم غیر مستقیم نق میزد، جوری ک شوهرم گفت بگردیم، من حتی حق ی سفر بدون دغدغه نداشتم 

هر شب باید پیش مامان باباش باشیم 

باید هیچوقت گوشت نخرم ک مامانش سهم منو بده 

هر تصمیمی داشته باشم میدونن و دخالت میکنن 

انتظار وحشتناک از عروس دارن 

انگار عروس کلفتشونع 

نمیتونسم با شوهرم ی فیلم ببینم چون شوهرم یا کار بود یا ور دل مامانش🥲

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ممنونم  حالم اصلا خوب نیست  دلم نا ارومه

من شرایط شمارو درک میکنم 

برادرم داره از همسرش که دختر داییم باشه جدا میشه 

این فامیل بودن نزدیک خیلی به آدم آسیب وارد میکنه 

تا جایی که میتونید و میشه زندگی کنید به طلاق فکر نکنید 

ما انقدر روزامون تاریکه که خدا میدونه فقط💔😞

عزیزم انشاالله هرچی سریع ترمشکلت حل بشه ولی به نظرم شوهرت گناه داره خوب خودش که خوبه تامیتونی یه جور ...

گزاشتم بهش گفتم 

دیگ خودشم کم اورد 

گفت همینه ک هست میخای بخا نمیخای نخا 


شوهرم هیچ حدو مرزی بین منو خونوادش نزاشته 

زندگی من کامل با اونا قاطی شده 

حتی غذامون هم شریکیه 

باو من هیچ کاره بودم رسما 

فقط همه زندگیم دست مادرش بود

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

دقیقا این مشکلو برای چندنفردیدم یکی به بهونه ی بچه دار نشدن بعد،۱۵سال طلاق گرفت ولی مشکل اصلیش همین مشکل شما بود یکی هم  چون بچه داشت مجبور بود بسازه هرچندهم که شوهراشون خوب بودن ولی خانواده خیییلی اذیتش میکردن 

گزاشتم بهش گفتم  دیگ خودشم کم اورد  گفت همینه ک هست میخای بخا نمیخای نخا  شوهرم ...

خیلی سخته این شرایط شاید اگر یکبار ببینه تصمیم شما برای جدایی قطعیه یکم بترسه و سر عقل بیاد که تو این دوره زمونه نمیشه اینجوری زندگی کرد 

من شرایط شمارو درک میکنم  برادرم داره از همسرش که دختر داییم باشه جدا میشه  این فامیل بو ...

حالم خوب نیست بخدا 🥲

من عروس بدی برای خالم نبودم، خیلی تو فکرش بودم حتی میگفتم شوهرم طلامو بفروش دندون مادرت درست کن ثواب داره 

هرشب شام پایین بودیم پیش مادرش 

تو همه کارم دخالت میکرد غیر مستقیم 

تو همه چیز نظر میداد 

هرجا می‌رفتیم باید چار تایی تو یه ماشین بشینیم بریم ،خودشون پراید داشتن ولی همیشه باید همه چیزمون شریکی میبود 

س مسافرت رفتم نمیدونی چ غوغایی کردن🥲

خیلی حالم بده خیلی 

رو مغازه بابام کار میکردم یه روز چون مهمون داشت مجبورم میکرد ک نباید بری ،خب یکی نبود بگه ب تو چ انقد دخالت میکنی 🥲

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
دقیقا این مشکلو برای چندنفردیدم یکی به بهونه ی بچه دار نشدن بعد،۱۵سال طلاق گرفت ولی مشکل اصلیش همین ...

دقیقا...من شوهرم دیگه کم اورد تسلیم شد چون از خونوادش عین چی میترسع نمیتونه یکبار بهشون بگه حریم زندگیم رو حفظ کنید یا بگه دخالت نکنید ،شوهرم این اواخر فقط سکوت میکرد .....

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
حالم خوب نیست بخدا 🥲 من عروس بدی برای خالم نبودم، خیلی تو فکرش بودم حتی میگفتم شوهرم طلامو بفروش د ...

حق داری شما واقعا 

آدم میمونه خاله آدم چرا اینجوری باید بکنه با آدم 😞

اگر همسرتون پشتتون باشه همه چیز حل میشه به حق این روزای عزیز

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز