امروز اومد از لب تاپ کپی بگیره این لپ تاب کاری هست .تو خونه ما .میان حساب کتاب و فاکتور اینا دربیارن بدن صاحب کار .چون مبلغ ها هم زیاده مثلاً دویست میلیون اینا باید فاکتور باشه .بعد به من زنگ زد من تو سرویس بودم نشنیده بودم چون از این مینی بوس قدیمی هست سر و صدا زیاد داره .بعد که پیاده شدم دیدم زنگ زده جواب دادم گفت برام فاکتور دربیار برای فلانی من بیام .تا من رسیدم اونم اومد بالا .با دخترم احوال پرسی کرد .بعد داشت فاکتور درمیآورد گفت اگه اینا رو در بیاری خیلی راحت میشیم و اون وقت اسم شوهرمو گفت اخراج ش می کنیم .با خنده.منم با شوخی گفتم اون ما رو اخراج نکنه اخراج نمیشه .اونم گفت غلط می کنه با خنده ...الان تو دلم میگم کاش میشد اخراج کرد ...