میخام یه داستان بگم اما واقعی.
شوهر خواهر دوستم بخاطر این که زنش رفته بوده پارک با خالش به این نگفته بوده با زنش دعواش میشه
بهش میگه من تو رو دوست دارم هرجا میری بهم بگو
زنش میگه حالا داری یه مسئله چرت و پرت دعوا میکنی اعصابمو خورد میکنی میزارم میرم خونه مامانم بعد شوهره چون خیلی میخاسته زنشو میره قرص برنج میخوره میمیره
منم انقد شرایط روحیم بده ک قرص میخام🥺💔😢