اینا که حاجت می گیرن چه جوری می گیرن
چرا هرچی صداش میزنم یه دره امید پیدا میشه از ریشه زده میشه
کجاس این خدایی که شب ور وز دارم صداش میزنم
کجاس خدایی که گفته از رگ گردن به من نزدیک تره
خسته ام
2 روز خوشحال بودم که همه چی درست میشه امید داشتم که اینجوری گند بزنه توی امیدم
چرا این همه اشکی که به درگاهش ریختم براش مهم نیست
دلم ازش گرفته خیلی زیاد من اون دنیا از خود خدا نمی گذرم
نمی گذرم چون بغض توی گلومو اشکامو دید و کاری برام نکرد
دعای مادرم و دید و کاری نکرد