دم افطار پسرم ۵ سالشه ی اسباب بازی سمت شوهرم پرت کرد شوهرم یهو عصبی شد پسرم و بزنه اونم پرید بغلم من جلو شوهرم ک گرفتم که نزنه بچه رو لقمه افطار توی دهنم بود شوهرم گردنم و گرفت خفم کنه و دوتا محکم بهم کتک زد از اذان تا الان گریه ام بند نیومده ازصبح با زبون روزه بشور و بپز و صف نونوایی برو ب جا تشکر کردنش