مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم ور دارین دخترو ببرین😳 توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته دومادمیگه مفته بزار بیفته خلاصه هیچ وقت مفت نباشید حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
هولوگرامی سابق 💜 کی مننژیت داشته یاداره بیایید حرف بزنیم 🤧کسی که نوارمغزش تشنج نشون میده بیحال وخسته اس؟داروی کاربامازپین هم استفاده میکنم حال هیچ کاری ندارم چه کنم کمک هرکی میخونه
مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم ور دارین دخترو ببرین😳 توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته دومادمیگه مفته بزار بیفته خلاصه هیچ وقت مفت نباشید حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
قربونتنت خوبم دیدم هرچی پیام بوده لایک کردی جالب بود 😁
هولوگرامی سابق 💜 کی مننژیت داشته یاداره بیایید حرف بزنیم 🤧کسی که نوارمغزش تشنج نشون میده بیحال وخسته اس؟داروی کاربامازپین هم استفاده میکنم حال هیچ کاری ندارم چه کنم کمک هرکی میخونه
قربونتنت خوبم دیدم هرچی پیام بوده لایک کردی جالب بود 😁
😂😂الهی عزیزم
مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم ور دارین دخترو ببرین😳 توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته دومادمیگه مفته بزار بیفته خلاصه هیچ وقت مفت نباشید حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁