۲۱ سالمه، تو ۱۴ سالگی پدر و مادرم جدا شدن، بعدشم زن بابام نذاشت درس بخونم منو فرستاد سرکار تو اون سن روزی ۱۲ ساعت کار میکردم پولام هم مال خودم نبود، دو سال پیش کار رو ول کردم دوباره درس خوندن رو شروع کردم با کلی انگیزه، اما الان دیگه انگار از اون همه امید و انگیزه هیچی نمونده، از یه طرف نگران معدل و کنکورم،از یه طرف میخام دوباره برم سرکار، از طرف دیگه بابام همش غر میزنه که چرا به کارای خونه نمیرسم، یه بار راحت بهم گفت پاشو برو پیش مامانت اینجا نباش، بعدم رفت به مادر خودش گفت اونم اومد داد و بیداد راه انداخت که آره برو مامانت خرجتو بده، انگار نه انگار که من بهترین سالهای زندگیمو کار کردم خرج خوشگذرونی های بابام و زنشو من میدادم حالا یه مدته کار نمیکنم بهم میگن برو، داشتم یه سری مهارت یادمیگرفتم که دوباره برم سرکار ولی ایندفعه یه کار درست حسابی نه کارگری، ولی الان آنقدر بیحوصله ام اصلا هیچ کاری نمیتونم بکنم نه درس نه کار هیچی، احساس میکنم تو این زندگی گیر افتادم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
سلام خوبی اگه تلگرام داری بزن کنکور خیلی جزوه و اینا برات میاد و از الان هر هفته ازمونای ۵سال اخیر رشته خودت و ریاضی فیزیک رشته ریاضی رو هم بده و کلی نکته بخون و جمع بندی مطمعن باش مجاز میشی