چهار سال باهم تو رابطه بودیم
قصدش ازدواج بود اما پر از عیب بود
نخواستم جفتمونو بدبخت کنم
خیلی عاشق هم بودیم من هنوز عاشقشم🙂با چشم گریون دارم مینویسم
دلم خیلی براش تنگ شده ی ماه ک کات کردیم بهش زنگ بزنم حالشو بپرسم؟!
دلیل جداییمونم
بچه ننگیش بود
هرچی خواهرو مادرش میگفتن همون بود
خواهرش تو مجلس خواستگاریم دستشو زد به کمرش سر مادرم داد زد ک مادرم پیر شده دختر باید همیشه در خدمت مادرم باشه 🙂💔عشقممم چیزی به خواهرش نگفت
بچه ها بهش زنگ بزنم خیلی بیقرارشم