مادرشوهرم بهم تو جمع بی احترامی کرده
بعد برا اینکه دعوا کش دار نشه منم چیزی نگفتم و دعوا راه ننداختم و رفتم باهاش گرم صحبت کردم
شوهمم فرستادم دنبالش که برای ۱۳ بدر قهر نکنه
حالا شوهرم راه ب راه داره کارایی ک مامانش میخوادو شروع میکنه انجام دادن
مثلا قبلا میرفت بیرون دیگه مستقیم میومد خونه الان میگع بزد برم خونه مامانم
یا میگه ببریم مامانمو فلان جا ک رفته بودیم باهم
...
مامانش سلامت روان نداره
کلا هرجا هم میره خوش نمیگذره هم بد سفره هم داعم غیبت کن و انرژی منفی
اصلا حال و حوصله ندارم
۵ ساله ازدواج کردم
همش برام جنگ اعصاب بود
اومدم خونه جدیدم چند ماه ازین جنگ اعصابا خلاص شده بودم
حالا باز شروع شد
واقعا نمیکشم دیگه