دیشب یه آقایی رو که یک هفته بود باهم چت میکردیم و قرار بود همدیگرو ببینیم رو با گفتن یه سری چرندیات بلاک کردم . اصلا خون به مغزم نمیرسید خیلی عصبی بودم. چیزایی گفتم که شخصیت و غرور خودمو له کردم در حالی که من با پسرا خیلی مغرور بودم. یهو جنی شدم یه مشت حرف چرت زدم که در شخصیت من نبود این رفتار اونم یه مشت حرف زشت بهم زد. از دیشب خودمو هیچ میبینم خیلی حالم بده افسردگی مطلق گرفتم.
مغزم داغ شده بود و میلرزیدم و طپش قلب گرفتم اومدم اینجا هر کسی یه چیزی میگفت کپی پیست میکردم میفرستادم براش. اصلا مغزم داغ بود. نفدت دارم از خودم. خیلی حالم بده. پسره خیلی کیس خوبی بود خیلی بالاتر از من بود منم اعتماد به نفسم پایین نتونستم از استرس باهاش برم بیرون پس باهاش بهم زدم. خدایا منو بکش که با ۲۸ سال سن وضعم اینه.
...تو این سایت که مجبورم از بی کسی بیام اینجا حرف بزنم و اخرشم گند بزنم
انقدر حماقت کردم که الان وجودم خالیه نمیدونم چطور زنده ام قلبم فشرده شده