ديشب خونه پدرم تو شهرستان بودم دم دماي صبح خاب برد خاب ديدم ك مادربزرگ پدربزرگم ك فوت كردن چند ساله
خونه پدرم هستن و رو سكوي شومينه نشستن و دختر من بغل مادربزرگمه (٤سالشه دخترم)
يك پسر كوچيك تر از دخترمم بغل پدربزرگمه
بعد اونا ميگن ما اينارو خيلي دوست داريم و ميخندن و منم تو خاب ميدونم اونا فوت شدن ولي اهميتي نميدم و گوشيمو برداشتم ازشون عكس بگيرم رفتن
تعبير خوابم چي ميتونه باشه
خواهش ميگنم حدس نزنين هركي واقعا تعبير خاب بلده بگه