از دیشب سر توهین ش به من که گفت درد جاری بخوره تو جون تو محل نمیدم بهش .اونم از خدا خواسته قشنگ کیف می کنه تو گوشی نت .دیوار می گرده قشنگ .راحت .
یه بار سر افطار زنگ زد جواب ندادم که حتما برای شکمش بود .سفره انداختم خودم خوردم بعد اون اومد افطار کرد .نمازشو خوند .الان باز تو دیوار .خیلی خوش به حالش شده .به دخترم می گفت کمرم درد می کنه .تو دلم گفتم انشالله قطع بشه .دیروز من کلیه درد داشتم خون ادرار می کردم عین خیالش نبود بعد از من افطار هم می خواست .بعد هم برگشت گفت درد جاری تو جون ت بخوره .گفتم حرفت یادت بمونه بعد نگو نگفتم.گفت نه هزار بار هم میگم درد ش به جونت بخوره .از دیروز برام مرد .