اعصابم خیلی خرده
میخواد یه زمین بخره هرچی کم آورده رفته از همکاراش یا دوستاش قرض گرفته
اصلا غصه رو دلمه
منم طلایی آنچنان ندارم هرچی دارم چندتا تیکه ان که میندازم دستم فقط دوتا ربع سکه دارم
میخوام همونا رو بدم بهش حداقل بتونه قرض یه نفر رو بده،قرار شد مامانم بگه از خودش هستن چون بفهمه مال منن قبول نمیکنه
ولی ربع سکه ها داخل جلد نیستن الان تاپیک زدم گفتن خیلی از قیمتشون کم میشه
کاش زیاد کم نکنن ازشون حداقل ۲۰ تومنی میشدن...
طلاهای دستم هم نباشن چون چندتا تیکه کوچیک و سبکن میفهمه بریم بفروشمشون...
من از وقتی فهمیدم پول قرض گرفته اصلا یه غمی روی دلمه،بیشتر از این هم کاری از دستم برنمیاد اما کاش داشتم بیشتر...اینام هرچی بوده کادو هستن وگرنه خانوادم برام نخریدن...
این داداشمو بیشتر از خودم واقعا دوست دارم...