دلم از بی توجهی شوهرم گرفته
عقدیم
شهرامون متفاوته رفته پیش مامانش
چند وقت پیش از سحر تاچهار عصر زنگ نزد گفت ببخشید وفلان
اامشب هم چهار عصر زنگ زد دیگه هیچییی زنگ نزد همیشه طوری خودش نشون میده وزبون میریزه که عاشقه وفلان ولی خب همیشه شرایطش واطرافش ترجیح میده به من باینکه یه ماه نیست عقدیم ولی خستم وپشیمون نمیدونم چه طوری برخورد کنم وصحبت کنم باهاش