سنم کم بود عاشق شدم و عشقم بهم خیانت کرد (تعهدی به هم نداشتیم،نمیدونست عاشقش شدم،)،بعد از چند مدت یکی عاشقم شد و به زور منو خاستگاری کرد و کلی کتک کاری کرد با داییم سر من چون موافق نبودن،همون موقع ها بود کسی که عاشقش بودم برگشت و گفت عاشقت بودم و بخاطر غرورم نمیتونستم چیزی بگم خواهش میکنم بهم بزن و برگرد ،منم سر دوراهی گیر کرده بودم تا اینکه یه چیزی از کسی که عاشقم بود دیدم و تصمیم گرفتم کسی که عاشقش بودمو انتخاب کنم,حالا بعد سالها در شرف ازدواج هستیم با این تفاوت که دیگه من بزرگ شدم و احساساتم منطقی شده،قبلا بدون قید و شرط میخواستمش ولی الان خبری از اون احساسات نیست,حس میکنم احساساتم کپک زده و سرخوش نیستم از این عشق
مدام میگه بریم زیر یه سقف درست میشه ولی من شیرینی و حس روزای اول و قایمکی زنگ زدن و شادی از ته دلو ندارم،اونایی که با عشق ازدواج کردین میشه بگین الان حستون چیه؟ازدواج کنم درست میشه؟