2777
2789
عنوان

۱۳ مزخرف ما

298 بازدید | 22 پست

منو نامزدم پسر عمو و دختر عمو هستیم حدود دوماه نامزد کردیم پدر بزرگ بنده دوتا زن دارن از زن دومشون سه تا پسر یه دختر دارن پسر کوچیکشون دعوایی و بد مسته.

از روزی ما نامزد کردیم اون سه تا پسر دقی شدن 

از اون روز دوبار دعوا کردن 

روز ۱۳ ما رفتیم جایی کل خواهر بردارا بودن این عمو کوچیکم آمده بود از اولش دنبال دعوا بود به بابام همش میگفت برابر برادر نشونت میدم 

خلاصه هوا اونجا خیلی سرد شد من واقعا سردم بود نامزدم بهم گفت برو توی ماشین من میام داشتم میرفتم پشت ماشین همین عموم آمد یه فوش زشت داد از اونجا ترسیدم بلایی سرم بیاره رفتم پیش نامزدم نشستم هیچی هم نگفتم هرچی هم اصرار کرد نرفتم تو ماشین....

لایک پلیز

برو بچ این کاربری متعلق به یه نفر نیست پس هی نپرسین چرا تو تایپیک قبلیت اینو گفتی چرا صحبتات تو تایپیکا متغیره اینجا یکی ارزوشه بچه دارشه یکیمون ارزوشه توی کنکوری ک پیش رو داره موفق شه و رشته مورد علاقشو دنبال کنه یکیمون تمام فکرش قبول شدن ازمون استخدامی اموزشو پرورشه و رویاش معلمی یکی بهتر شدن حال بچش اینجا هممون ارزوهایی داریم غمایی داریم دلمونو نوازش میدن اینجا جاییه واسه رهایی پس باهم مهربون تر باشیم❤❤❤

خو

ی صلوات بفرستین برای نی نی کوچولوم..فدای همتون.....خدایاشکرت۱/۵/۱۴۰۲از مثبت شد🥰🥰 خدایاشکرت🥰😍خدایاشکرت بداز۱۱سال چشم انتظاری وباوجودتنبلی شدید خدایاشکرت🥰🥰۱۶/۱۲/۱۴۰۲پسرم ب دنیااومد۱۴۰۳/۱/۴پسرم اسمانی شد😭😭😭

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تا گذشت ده دقیقه بعد عموم یه فوش وحشتناک زشت و بلند گفت نامزدم دستمو گرفت گفت بشین تو ماشین دنبال شر بعدش رفت از قصد زد رو کاپوت ماشین بابام گفت لیز خوردم بابام رفت پیش داداش بزرگش بهش گفت اونم گفت برو بزنش یه من ربطی نداره بابام تبر برداشت بعد دوباره گذاشتش مامانم و خواهر شوهرم بابام و نگه داشتن نزنش از این ور نامزد شروع کرد اونم همش فوش میداد دعواشون شدت گرفت خواهر شوهرم قلبش گرفت افتاد مامانم و مامان بزرگمم از حال رفتن منم ترسیده بودم فقط گریه میکردم و میلرزیدم ....

تا گذشت ده دقیقه بعد عموم یه فوش وحشتناک زشت و بلند گفت نامزدم دستمو گرفت گفت بشین تو ماشین دنبال شر ...

تا دیروز که مامانش ابرو منو پیش همه برده گفته فلانی منو زده همه هم باور کردن 

اه اه اه آخه با همچین آدمی مگه مجبورید برید بیرون

«وقتی که زندگی یه تئاتر مزخرفه ، تنها به جرعه های فراموشی دلخـوشم ، راسکول نیکوف یه پیرزنو شقه کرد و من با اون تبر فرشته ی الهامو میکشم ! »

حالا سایه به سایه دنبال نامزد منه می‌دونم داره دنبال موقعیت میگرده کاری کنه واقعا میترسم 

از اینم حسودی میشه که عموم و نامزدم همسن همدیگه هستن نامزدم لیگ برتری خونه و ماشین تکمیل لب به عرق قلیون نمیزنه

ولی اون هرشب مست هنوز زن نداره و بی پول بی همچی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   مینال  |  48 دقیقه پیش
توسط   solmy  |  41 دقیقه پیش