ی ماهه ک با ی دختری آشنا شدیم با اطلاع خانواده ها.دو سال پیش یکیو میخاستم نشد حس میکنم بخاطر اون قبلیه ک نمیتونم عاشق این باشم.اما نه دلیلش این نیست.خیلی دخترخوبو پاکیه خیلی مهربون و با شخصیته خیلی زیباس اما عاشقش نیستم ینی دوسش دارم اما نه بعنوان اینکه ازدواج کنیم.حس میکنم بعد یکماه و۶یا۷بار صحبت کردن الان منتظر نامزدیو ایناس اما من هر چی تلاش میکنم زور میزنم نمیتونم عاشقش باشم مقصر منم نمیدونم چطور بش بگم.امروز خاستم بش بگم بدرد هم نمیخوریم همه نامزدیا ب ازدواج ختم نمیشه اما تا دیدمش زبونم قفل شد. اینقد خوبه ک اصلا نمیدونم چطور بش بگم ک دلش نشکنه
لطفا به خاطر خودتون هم که شده به نظر من و بقیه اکتفا نکنید ما خدا نیستیم همگی ممکنه اشتباه کنیم🧡/تایپ شخصیت INTP/ چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم....مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم...طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری...خود را کشتم و درمان خود کردم/ چون نهالی سُست میلرزد روحم از سرمای تنهایی میخزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمیبخشی عشق،ای خورشید یخ بسته سینهام صحرای نومیدیست خستهام، از عشق هم خسته../ خدایا شکرت ولی کاش انقد زود نعمتاتو از من بی لیاقت نگیری :)
گناه داره زودتر بهش بگو تا وابستت نشده ،قلبش بشکنه زندگی تو هم سرسامون نمیگیره،توروخدا دوسش نداری ابدا باهاش ازدواج نکن چون نهایتا ب روش میاری و اونطوری ک باید بهش نمیتونی محبت کنی