hamta_z مدیر استارتر عضویت: 1401/08/04 تعداد پست: 3856 عنوان کیا کاج مطبق دارن؟ لطفا بیایید... 158 بازدید | 8 پست بچها کاج من داره خشک میشه علتشو نمیدونماز پایین داره خشک میشه همه برگاش میریزهشما چجوری مراقبت میکنید؟ چند روزی یکبار بهش اب میدید؟ و دما رو چند نگه میدارید؟ 1402/01/14 | 12:19 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
بامهساتامهسا عضویت: 1401/12/27 تعداد پست: 225 برای ما هم مثل برای شما داره خشک میشه.زیاد آب ندید، شاید هم قارچ زده
shimakhanom82 عضویت: 1400/07/01 تعداد پست: 10603 ما هیچیش رو رعایت نمیکنیم ولی حدود ده ساله داریمش😐 فقط 3 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده ! 1 5 10 15 20 25 30 35 40 مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید
darvariii عضویت: 1398/10/27 تعداد پست: 28069 کاج مطبق درخت لوس و ترسویی هست تا یکم جاش رو عوض کنی سریع پژمرده میشهخشکی از ریشه بخاطر آبیاری زیادههر دفعه نصف لیوان من آب میریزم پاش توی دمای اتاق بعد از من، هیچکس تکرار من نخواهد شد،این تو و این دنیا...
لی__مین__هو عضویت: 1399/01/29 تعداد پست: 1938 من دو ساله کاج مطبق دارم اول که اوردمش تا به محیط عادت کرد دو طبقه ش از پایین خشک شد بعد اوکی شد زمستون هفته ای یک بار تابستون هفته ای دوبار نور غیر مستقیم بهش میخوره کنار پنجره آب هم باید جوشیده ی سرد شده بهش بدی و هر دو روز آب پاشی کنی روش «وقتی که زندگی یه تئاتر مزخرفه ، تنها به جرعه های فراموشی دلخـوشم ، راسکول نیکوف یه پیرزنو شقه کرد و من با اون تبر فرشته ی الهامو میکشم ! »
shimakhanom82 عضویت: 1400/07/01 تعداد پست: 10603 هفته ای یک بار بهش آب بده هر روز آب اسپری کن روش گرما رو بیشتر دوست داره در صورتی که رطوبت باشه فقط 3 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده ! 1 5 10 15 20 25 30 35 40 مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید
norieh عضویت: 1397/07/18 تعداد پست: 35489 وای خیلی کاج مطبق سخته نگهداریشبرای من که نابود شد هرکاری کردمعمم هم یکی گرفت خراب شد انقد دوست داشت یکی دیگه گرفت بیشتر مواطبت کرد ولی بازم خشک شد
لی__مین__هو عضویت: 1399/01/29 تعداد پست: 1938 ولی حتما آب جوشیده ی سرد شده بهش بده من به خواهر شوهرم گفتم حرف گوش نداد کاجش مُرد . «وقتی که زندگی یه تئاتر مزخرفه ، تنها به جرعه های فراموشی دلخـوشم ، راسکول نیکوف یه پیرزنو شقه کرد و من با اون تبر فرشته ی الهامو میکشم ! »