2777
2789

۸ساله ازدواج کردم یه پسر یع ساله دارم .مادرشوهر پدرشوهرم خونشون شهرستانه سالی دوبار میریم سر میزنیم بهشون کارشوهرم ازاده برا عید که میایم سر بزنیم حداقل۲۰روزو میمونیم میایم اینجا شوهرم دیگع سرش با خانوادش و دوست گرمه کلا منو دیگع یادش میره اخلاقشم عوض میشع چیزیم بگی بلند جلو اونا میگع ابروتو میبره هرچیم میگم بریم گوش نمیده میگع تا خوذم نخام و‌کارم شروع نشه برنمیگردم منم اعصاب خانوادشو ندارم همش خونه باز امسال خوبه سرم با بچم گرمه بگم نمیام باهات خودت برو نمیشه میامم دیگع مگع برمیگزده هی سررفتن باهم بحث داریم بهم اهمیت نمیده جلو خانوادش رابطه که میخاد میاد سمتم دیشب با گریع بهش گفتم باهام خوب رفتار نمیکنی کع خانوادتم یاد بگیرم میام اینجا انقد وایمیسم  باید رو سرت حلوا حلوام کنی.امروز یه کم بهتر بود باز فردا میشه ادم قبلی.نمیدونم دیگع چیکار کنم.خواهر خودشم یه شهر دیگع اس میاد سر بزنه با اینکع مادرشوهرش اینجاس بیشتر خونع مامانشه.انقذ دنبال حاشیه و حرفن حوصله ادمو سرمیبرن حال بهم زنم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چاره ای نداری عذاب نکش اون شوهرش اومده خونه مادرزنش پس چجوری میخواستی رفتار کنه

کلا برخوردشون باهم خوبه همه جا شوهره با پسوند خانوم صداش میزنه یع کار بدون زنش انجام نمیده 

شما چقد میمونی

دوهفته موندیم  ای سری ولی تابستون زیاد موندیم به دعوا کشیده شد هرچی کم بمونی خوبه زیاد بمونی حریما شکسته میشه حیلی برام سخته هر وقت میریم ناراحتی پیش میاد من خانواده خودمم پیشم نیست هردو طائفه تو یه شهرستانن و ما تو یه شهر دیگه

دوهفته موندیم  ای سری ولی تابستون زیاد موندیم به دعوا کشیده شد هرچی کم بمونی خوبه زیاد بمونی حر ...

دقیقا میفهممت من مامانم نزدیکه خودمه.منم همش بحث سر رفتن مادرشم فضوله هی دخالت میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز