اونی که یکسال بهش فکر میکردم شب و روز دوستش داشتم
چندتا تاپیک قبلم کلا دربارش بود
رفتم بخاطرش اینستا نصب کردم که بتونم حداقل عکساش رو ببینم
و درواقع میخاستم اونم منو فالو کنه که بفهمه خودم هستم
اول یه ماه قبل با یه پیج که مخفف اسمم بود و اصلا معلوم نمیشد خودمم درخواست دادم فقط قبول کرد اما بک نداد بهم
منم انفالوش کردم و با اسم و فامیل خودم درخواست دادم
قبول کرد بعد چند روز اما بک نداد حتی برام فالوور فالووینگاش رو هم نشون نمیداد،چون فالوور فالووینگ مشترک نداشتبم عکسمم از خودم نبود انگار مشکوک شده بود کی هستم و نمیشناخت چون من هم اسم زیاد دارم
منم امروز نشستم کلی گریه کردم اونقدر غصه خوردم که خودمم موندم
گفتم خدایا تنها راهی که من داشتم همین بود ، چرا قسمتم نیست...
تصمیم گرفتم پاک کنم اینستا رو ،دقیقا همین الان داشتم یه آهنگ(عاشق نشدی شاهین بنان) گوش میدادم و تو فکرش بودم بغضم گلومو گرفته بود میخواستم تا چند دقیقه دیگه برم اینستا رو هم پاک کنم و اونم تا ابد فراموش
یهو دیدم همون لحظه پیام ریکویستش اومد
نمیدونین انگار دنیا رو بهم دادن اون لحظه
دستام میلرزید فقط،چشمام پر اشک،قلبمم ضرباتش اونقدر رفت بالا که خودمم موندم... الان فهمیدم واقعا عاشقشم...
بچها اون خانوادش دوست دارن ما دوتا باهم وصلت کنیم در آینده چندسال دیگه هروقت شرایطش اوکی شه،اما من و اون حتی همو چندسالی یبار میبینیم و هیچ راه ارتباطی نداریم حتی شماره تلفن منم کسی ندارم جز خانوادم ،برام دعا کنین اگه به صلاحمه مهر منم به دل اون بیفته و بهش برسم...