من شوهرم خونس ولی خانوادگی اخلاق بدی دارن تعطیلات و مناسبتا جایی نمیرن حرص آدمو در میارن من که از سال بعد تصمیم گرفتم خانوادم هرجا رفتن برم مگه چقدر عمر میکنیم که اونم همش خونه باشیم من خونه بودم تعطیلات اینقدر خوش میگذشت از وقتی ازدواج کردم از تعطیلات بیزارم الانم همه خواهر برادرام بیرونن جز من منم الکی هرسال برا اینکه مامانم دلش پیش من نمونه میگم بیرونیم