دلم ماه رمضون بچگیمو میخواد وقتی با صدای دعای سحر بیدار میشدم و همراه مامان و بابا سحری میخوردم بعد با صدای مامان بلند میشدم میرفتم مدرسه اونوقت وقتی می اومدم خونه با شوق بهم میگفتن توی مدرسه افطار میدن منم از شادی می اومدم خونه و وقتی میرسیدم مامان و بابا سفره افطار رو می انداختن تا افطار شروع میشد با لقمه اول فیلمهای ماه رمضون شروع میشد خونه به دوش، اغما، 3 در 4، سقوط فرشته و... همش برام خاطره ست الان به این سن رسیدیم نه از سحرای دسته جمعی خبری هست نه از افطاری دسته جمعی آخرشم تلویزیون مثل قبل نیست 😑 دلم بچگیمو میخواد