قبلا هرچی به مادر شوهرم میگفتم که پسرش عصبیه باور نمیکرد میگفت بچه بیار درست میشه و میگفت قبلا اینطور نبود الان با آبجیش دعواش شده بود کل فامیل اومدن آشتی بدنشون قبول نکرد و ثانیه به ثانیه به همه میپرید ولی من دخالت نکردم اما ته دلم از اینکه جلوی من دیدن ک چقد عصبی میشه خوشحال شدم چون یه روزی منو تنها گذاشتن و حرفمو باور نکردن