2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

349 بازدید | 17 پست

خیلی کوتاه میگم من ۲۵ سالمه شوهرم ۳۸ دوتا بچه دختر و پسر دارم ۶و۲.قیافم معمولیه

اول ازدواج در حالی که حامله بودم فهمیدم اعتیاد داره بعدش آخر بارداری فهمیدم با دوست دختر سابقش صحبت میکنه که همون اول جلوشونو گرفتم و اعتمادمو از دست دادم همش فکر میکردم داره خیانت میکنه حساس شده بودم به حموم رفتنش به خودش رسیدن منو محدود کرده نه گذاشته تو این همه سال کلاسی برم گردشی با دوستان به جز خونه فامیل خودشو دوسه تا از فامیلای ماهم به زور میرم که باز سر آرایش نکردنم و اینا غر میزنه به اجبار وادارم میکنه نماز بخونم من خودم میخونم ولی اون میخواد تمام ولگردیاشو با نماز نخواندن من تاخت بزنه بخدا تنش یه کرم پودر و یه رژ و خط چشمه که همونم کوفتم میکنه نمیخواد ازش سر تر بشم همش تا ساعت ده و یازده منتظر اومدنشم صدتا کار زده که بهونه خوب داره واس دیر اومدم ما رابطمونم  ماهی دودفعه شده که آقا بهونش استرس و اعتیادشه که نعوظش داغون شده الان میگین بااین اوضاع چرا دوتا بچه آوردی اولی رو که شب عروسی حامله شدم دومی هم به زور باردار م کرد.الانم میدونم خیانت نمیکنه ولی ته دلم همش استرس دارم تو این همه سال یه بارم بهم نگفته قشنگی یا فلان لباس بهت میاد یا فلان آرایش یا هر چی بااین که همه از هیکلم تعریف میکنن بادوزایمان خوب موندم ولی نسبت بهش سرد شدم هر روز از خواب پا میشم میگم جداشم ولی با دوتا بچه با حرف مردم با حال مادرم دلم نمیخواد برگردم خونه بابام اوناهم اوضاشون گفتنی نیس.من چیکار کنم به نظرتون خیلی خستم کم آوردم جوونی نکرده پیر شدم  

به چه امیدی داری زندگی میکنی باهاش؟

اگه نمیتونی مودب باشی رومن ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم  مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو هوا میره                                       

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

جدابشی بهتره چون این آدم درست بشو نیست

اون به من میگه تو درست شو تو نماز تو بخون سر زندگیت باش خوب میشه ینی میگه من بسوزم بیابم بپزم نه جایی برم نه بهش گیر بدم ینی بمیرم تا زندگی خوب بشه

به خاطر بچه ها امیدی کنارش ندارم فقط میترسم 

نمیتونی طلاق بگیری؟؟

اگه نمیتونی مودب باشی رومن ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم  مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو هوا میره                                       
دلم میخواد ولی ترس دارم نکنه زندگیم تو این گرونی بدتر از این بشه هر شب از فکر و خیال خوابم نمیبره&nb ...

ترس نداشته باش 

طلاقتو بگیر برو

اگه نمیتونی مودب باشی رومن ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم  مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو هوا میره                                       
متاهلی

نه ولی خواهرم شوهرش اعتیاد داشت بعد ده سال جدا شد

اگه نمیتونی مودب باشی رومن ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم  مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو هوا میره                                       
بچه هم داشت 

نه

اگه نمیتونی مودب باشی رومن ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم  مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو هوا میره                                       
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز