سلام ب همه امیدوارم خوب باشین راستش دارم دیوونه میشم من و همسرم الان ۶ساله ازدواج کردیم سختی زیاد داشتیم ولی با کمک هم حلش کردیم الان حدود هشت ماهی هست ک تازه داریم طعم خوشی زندگی رو میفهمیم ک متوجه خیانت همسرم شدم با همکارش نمیدونم چیکار کنم ما هیچ مشکلی باهم نداشتیم منم هیچ جا کمش نذاشتم حتی همین الانم ک داره خیانت میکنه کلی قربونت صدقه میره و محبت میکنه مثل قبل میشه کمکم کنید ببینم چیکار باید بکنم آخه ما روابط عاطفی مون عالی بود الان دارم دیوونه میشم چرا بی دلیل خیانت
من جای شما بودم اسکرین چت ها رو که شماره دختره هم بالای صفحه معلوم باشه .پرینت می گرفتم می رفتم اون شرکت وامونده برگه ها رو بین کارمندها پخش می کردم آبروی دختره می بردم .اول از همه هم آدرس دختره پیدا می کردم می رفتم در خونشون شلوار از پای خودش و ننه و باباش می کندم می بستم دور سرشون
آخه تازه رابطه شون شروع شده در حد ی هفته ولی چت و تماس و خب تو شرکتم ک همو میبینن
بهش بگو یا تمومش کن یا ابروی دختررو تو شرکت که سهله تو کل منطقه میبرم
تصورم از رابطه ادمای ظالم با خدا اینجوره که وقتی ی ادم ظالمی ظلم میکنه و کارای بد میکنه خدا از اون بالا تشویقش میکنه و لذت میبره و میگه بزن قَدِش خیلی باحال بود.بازم از این کارا بکن.وگرنه این حجم از ظلم و ظالم و به قدرت رسیدنشون و تاوان پس ندادنشون عادلانه نیست.