2777
2789
عنوان

کاکو سِی کو...

297 بازدید | 21 پست

هي صبح شد و باز به اميد تو شُو شد


هي از چيش من اشک به ياد تو ولو شد


من لِـبدي مَـفلوک و تو بشكن بالو بنداز


شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد


دل دُشتم و جز دل چي چي دشتم كه ز مردم،


يي عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد


جِـر دادي و شِـر كردي و پيوند و پوكوندي،


اي اَرقِـه مالونديش و خودت گفتي يهو شد


گفتم يله شم تو شاچراغ تيرشه ببندم،

تا بلكه حاليم شه كه چطو شد كه ايطو شد؟!


پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله،


تا مَشت شدي شيره ي جونم روِ رو شد


در هر كِـر و هر سوک تو رو هي جار زدم من،


يعني كه بدون تو دلم غرق اَلُو شد


من شاپركم، بچه ي فلک از به چلُـوندُم،


دل له شد و بازيچه واسي دسّ بچو شد


ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سي كن،


ئي بسّه، زبون از غم عشق تو قَـدُو شد

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ترجمه شم بزار😅

سِـي Sey (بر وزن مي): نگاه، تماشا، سير، ريشه اين واژه از سير كردن است (سي كن: نگاه كن)


* شو Show (بر وزن نو): شب


* لبدی Lebdy (به كسر لام و سكون ب): بی بند و بار


* شفت sheft (به كسر شین_بر وزن سفت) : سخن را به درازا كشاندن، لفت دادن به لهجه تهرانی


* پوكوندی pokondy (به ضم پ و كاف): قطع كردی، پاره كردی (پوكید: قطع شد، پاره شد)


* ارقه Arghe : رند و زیرك


* مالوندیش Malondish : فسخ كردی، به هم زدی، سر و تهش رو هم آوردی


* یهو yeho : یكباره و ناگهانی


* یله شدن yaleh : رفتن (یله با همین تلفظ به معنای كج و یك ور نیز هست، یله شده، یكور شده) (یله شم: بروم)


* تیرشه tirshe (به كسر شین): تكه نازك و باریك پارچه (تیرشه بستن: همان دخیل بستن و برای مراد گرفتن پارچه به ضریح بستن میباشد)


* حالی hali : استنباط، درك ( حالیم شه: بفهمم، متوجه بشم)


* چطو chetow : (به كسر چ و ضم ط و تاكید روی واو): چطور


* پلكیدن pelkidan : (به كسر پ و فتح دال): فعالیت كردن، جنبیدن


* مَشت masht : غلیظ، سفت


* رو row : روان، جاری


* سوك suk: گوشه، سو


* الو alow : (به فتح الف و ضم لام): آتشی كه شعله ور باشد


* قدو Ghadow (با فتح قاف و ضم دال) : سوختن زیاد از حد، جزغاله

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ارثی و

353644 | -1 دقیقه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز