زندگیمو خیلی دوس دارم ولی ازش خستم احساس میکنم روحم درد میکنه با مادر شوهرم پدر شوهرم زندگی میکنیم مادر شوهرم مث عقده ایا رفتا میکنه انقد غر میزنه ۸تا خاهر شوهر دارم بلای جونن روزی صدبار بهم دیگه زنگ میزنن انقد راجبم بد میگن ولی خداشاهده اگر بهش بی احترامی میکنم حتا باهاش صحبت نمیکنم چن تا یچی میگم بم میپره انقد بهم فشار میاد از خونوادمم دورم پشت گوشیم نمیشه چیزی بشون بگم چون خلی غصه میخورن نمیدونم چیکار کنم عصبی نشم شوهرم خلی دوسم داره هوامو داره میگه تحمل کن میگذره اینم بگم اینا اصلا رسم اینکه زتدگی جدا داشته باشن ندارن🥺