بچه ها امشب بله برون خواهرم بود مامانم چن روز پیش زنگ زدگفت امشب بیاین مراسم خواستگاری .رفتیم دیدیم مراسم بله برونه و نشون آوردن براش.من خیلی از دست مامانمو و خواهرم ناراحت شدم که منو بی اطلاع گذاشتن در صورتی که اون خواهرم کلا از مراسم با خبر بود .وقتی بهشون اعتراض کردم گفتن تو حساسی.شما جای من بودین ناراحت نمیشدین ؟
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
مامانم همچین باهام رفتار کرد که انگار من مقصرو خداشاهده من همیشه توو مشکلات و سختی ها کنارشونم مخصوصا از زمانی که پدرم فوت کرد شوهرم همه جوره کنارم بود توجیه کارشون این بود که اگه یه زمانی جواب منفی میدادن توو خانواده حرف میپیچید
اخه عزیزم من همیشه کنارشون بودم بدبختی هاشون برای ما خوشیشون برای بقیه
جز این باشه باید تعجب کنی
بابای من عمومو ساخت خونشو ماشینشو خرجشو بابای من داد بعد ده سال که یه ارث به زنش رسید حتی یه عیدو تبریک نگفت😂خصلت انسان همینه حالا یه سری استثنایی میشن که داستانش فرق داره