2777
2789
عنوان

توی گیلدخت...😐😐

| مشاهده متن کامل بحث + 592 بازدید | 34 پست
همه ندیمه ها که عوض شدن کسی نمیدونه جز همین یکی از کسایی که جلوی دروازه عمارت وایمیستن اون از قبل گل ...

خب اون اشپزه چی؟همون.دربانه چرا لو.نمیده؟بعد این اسماعیل چرا هیچکاری نمیکنه؟ی قسمتی کت گلنار فهمید زنده اس همین طوری ولش کرد رفت.نرفت جلو

همتای مامانم بودم❤

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خب اون اشپزه چی؟همون.دربانه چرا لو.نمیده؟بعد این اسماعیل چرا هیچکاری نمیکنه؟ی قسمتی کت گلنار فهمید ز ...

میرزا که طرف گلنار و تقی خانه و گلی رو میشناسه 

اسماعییل هم می‌گفت دارم با قلب و مغزم می‌جنگم دلش میخواد بره گلنار رو نجات بده ولی انگار نمیدونم به صلاح نیست یا هنوز زوده 

یه دلیلی داشت که میترسید بره جلو 


بابالنگ دراز عزیزم،این حقیقت وجود دارد که من هنوز برای دنیای آدم های بزرگ خیلی کوچک بودم.
خب چه صحبتی مارو کنجکاو میکنن بعد نشونم نمیدن😐😂

ب نظرم صداش زد که دفتر شو بیاره یک سمی چیزی بهش یاد بده که بریزه توو غذای قاسم خشتی...چون بلافاصله بعدش قاسم خشتی بوو برده بود به ادماش گفت هر چی خوردن بالا بیارن


ب نظرم صداش زد که دفتر شو بیاره یک سمی چیزی بهش یاد بده که بریزه توو غذای قاسم خشتی...چون بلافاصله ب ...

اره شاید 

بابالنگ دراز عزیزم،این حقیقت وجود دارد که من هنوز برای دنیای آدم های بزرگ خیلی کوچک بودم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز