بیاین براتون بگم چند شب پیش تو اتاقم نشسته بودم حدودا ساعت ۱۱/۵ بود یهو صدای شکستن شیشه از سمت حیاط اومد اول که گفتم بیخیال حتما همسایه ای چیزی از دستش افتاده، چند دقیقه بعد دوباره همون صدا اومد دیگه شک کردم پرده رو زدم کنار چیزخاصی ندیدم ولی خب حیاط همسایه های دوطرف که دیده نمیشد رفتم اتاق مامانم، داشتن میخوابیدن هنوز بیدار بودن، گفتم این صدا که اومد یوقت دزد نباشه؟!! مثلا داره شیشه رو میشکنه که درو باز کنه، بابام از اونور میگفت نه بابا دزد چی، ول مردم کنین😂
من پنجره رو باز کرده بودم و داشتم نگاه حیاط خونه همسایه میکردم مامانم اومد جای پنجره بلند گفت همسایه؟! کسی جواب نداد
ما هم تقریبا بیخیال شده بودیم که حتما خودشونن، دوباره همون صدا اومد ، مامانم دوباره فامیلشونو گفت و صداشون زد کسی جواب نداد
دیگه مامانم و داداشم رفتن اونور، بابامم میگف همسایه هارو بیدار نکنین ول کنین و فلان( کلا مثبت اندیشه) ولی من همچنان جای پنجره بودم😂 یهو چشمتون روز بد نبیته دو تا پریدن رو دیوار ، دیوار بین خونه ما و اونا، فاصلشون با من ۱/۵ متر بود دیگه جیغ کشیدم که دزدهههه بعد مامانم و داداشم هم اومدن داااد زدن دزد دزد ، ولی هیچکس از خونش بیرون نیومد من سریع زنگ زدم پلیس تو همون وضعیت ترس و اینا، ولی پشت خونشون یه بنجا هست سریع رفتن از اونجا و صدای گاز دادن ماشین اومد در رفتن
بعد زنگ زدیم همسایمون گفت کن مسافرتم پلیس اومد خونشون گفت شما زود فهمیدن کشوی بالارو باز کردن پایینو داشتن وا میکردن اما وقت نشده و اینگونه ما همسایه خود را نجات دادم😂 خلاصه که حواستون به خونه هاتون باشه