بودیم خونه مادربزرگ
دخترخالم و شوهرشم بودن
رابطمون خوبه مث خواهره برام
دختر خالم هله هوله اورد قلیون گذاشت دوتا چایی ریخت برد اتاق با شوهرش درم بست
من تعجب کردم ک اصن هیچی نگفت من برم یا دوتا چایی ریخت چون همیشه باهم میکشیدیم قلیونو
بعد پنج دیقه در و باز کرد گفت فلانی خواستی توام بیا
این خواستی گفتنش و چایی دو تا ریختن اصن بد نارحتم کرد
حساس شدم نه؟