دیشب مامانم اینا شام اونجا بودن
داییم هم کارمند کشتیرانیه
شوهرم قبل کاپیتان ارشد کشتی بود
متاسفانه بخاطر بیماریش منتقل شده قسمت اداری
ولی کسی خبر نداره از اقوام
همه حسادت میکنن
مامانم میگه دیشب داییم گفته هر کره خری اومده شده کاپیتان ، پست و سِمَت گرفته
منم گفتم بهش میگفتی هر کاری لیاقت میخواد که هرکسی نداره
مامانم از اونم عقده ای تره آخه
میدونم عمدا گفت ناراحتم کنه
همش از خونه زندگی و پول و پله ی داییم تعریف میکنه