2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چون برنامه خوابم برعکسه ظهر خوابیدم نصفه شب بیدار شدم 

من آنگه که گردم به مستی هلاک   به آیین مستان بَریدم به خاک/ بـه تـابـوتـی از چـوبِ تـاکـم کـنیـد به راه خرابات خاکم کنید/ بــه آب خــرابـات غســلــم دهــیـد  پس آنگه برِ دوشِ مستم نهید/ مـریـزیـد بـر گـور من جز شـراب  میارید در ماتمم جز رباب/مـغـنـی ، مـلـولـم٬ دوتـائــی بــزن  به یک تائی او، که تائی بزن/ بزن چنگ در پرده ارغنون  رهایم کن از چنگ دنیای دون /مبادا عزیزان که در مرگ من بنالد بجز مطرب و چنگ زن /تو خود حافظا سر ز مستی متاب که سلطان نخواهد خراج از خراب نزادی مرا کاشکی مادرم   وگر زاد مرگ آمدی بر سرم  که چندین بلاها بباید کشیدز گیتی همی زهر باید چشید🌤  گوا شیرگیرا یلا مهترا دلاور جهاندیده کنداورا کجات آن دلیری و مردانگی کجات آن بزرگی و فرزانگی کجات آن دل و رای و روشن‌روان کجات آن بر و برز و یال گران کجات آن بزرگ اژدهافش درفش  کجا تیر و گوپال و تیغ بنفش  نماندی به گیتی و رفتی به خاک که بادا سر دشمنت در مغاک

مهمونی بودیم 

تازه رسیدیم خونه 

تا جمع جور کنیم و آماده بشیم برای خواب یک ساعتی طول میکشه

شاید هم نظر نباشیم ، ولی هم وطنیم، هم جنسیم، و شاید همدرد پس همدیگر رو با احترام بدرقه کنیم.                                         
مهمونی بودیم  تازه رسیدیم خونه  تا جمع جور کنیم و آماده بشیم برای خواب یک ساعت ...

خوشا بحالت باورت میشه از اول عید جایی نرفتم پوسیدم بخدا

تنگ میشه دلم واست دم صبح منه خل:)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز