مادر پدر من دختر عمو پسر عمو هستن بعد مامانم سه تا خواهرن بابام دوتا برادر مامانم با بابام که پسر عمویش هست ازدواج میکنه خواهر بزرگش هم با برادر بابام عموم ازدواج میکنه خاله عموم یه سال بعد از زندیگیشون یه بچه به دنیا میارن به اسم سامان زندگی خوبی داشتن مامان بابای منم همینطور تا اینکه ۶فرودین وقتی سامان یه سالش بوده تب میکنه مامان باباش میبرن اونا دکتر تو راه دکتر تصادف میکنن فوت میشن سامان زنده میمونه مامان بابای منم سامان رو به فرزند خواندگی قبول میکنم ده سال بعد مامانم منم باردار میشه و به دنیا میام از بچگی منو سامان کتک خوردیم و فحش و سرکوفت شندیم ولی سامان همیشه وقتی من کتک میخوردم و فحش میشندیم با مامان بابام دعوا میکرد و پشت من در میامود سامان یه دوست از کلاس اول داشت به اسم امیر همه چیزشون شبیه هم بود باهم همیشه بودن امیرم پشت من درمیامود با سامان جلو پدر مادرم و بقیه منو سامان و امیر خیلی سختی کشیدیم تا بزرگ شدیم سامان امیر از بچگی کار کردن و دیندار کردن وقتی ۲۶سالشون بود کاملا پولدار بودن منو امیر عاشق هم بودیم اردیبهشت پارسال عقد کردیم آزار اذیت پدر مادرم ادامه داشت تا ۶شهریور امیر با کامیون حمل بار خونه تصادف میکنه میمیره سامان از چهار سال قبل سرطان که داشته خوش خیم بوده بعد مرگ امیر بد خیم میشه سرطانش وقتی امیر میمیره نمیزارع خانواده امیر تشیع جنازه کنن غسل بدن جنازه رو خودش میکنه وقتی امیر مرد سامان نابود شدو کارش هرروز گریه کردن و رفتن سر خاک امیر و قران خوندن براش بیماریش شدید میشه تا پنج فروردین امسال میره سرخاک پدر مادرش مثل همیشه بیتاپی میکنه میاد خونه میره وضو میگیره و نماز میخونه با خدا دردودل میکنه و با حرم امام رضا حرف میزنم تا آروم بشه وقتی داره با آقا امام رضا حرف میزنه حالش بد میشه میافته رو سجاده من نگران میشوم میرم تو اتاقش میبینم بیهوشه میبرمش بیمارستان وقتی میره اهر شب التماس میکنه ببرمش سر خاک پدر مادرش منم به زور قبول کردم فرداش ششم بردمش آروم بود با لبخند با پدر مادرش حرف میزنند بعد برمگیرده بیمارستان تو بغلم قرآن میخونه و زیارت عاشورا اشعد میخونه فوت میکنه مامان بابام نمیان سراغ کاراش و دفنش کنم خودم کاراشو میکنم دفنش میکنم پنج روزه دیگه سامان نیست کنار قبر امیر خاکش کردم براشون ممنون میشم فاتحه بفرستید زندگی نامه خودمو داداشمو نامزدم اگر گفته فقط خواستم آروم بشم ببخشید پر حرفی کردم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
داداشی کجا رفتی کجا رفتی چرا رفتی زیر خاک تو قول داده ولم نکنی زدی زیر قولت سامان دلم برات تنگ شده کاش دوباره صدام کنی اجی کوچولو کاش دوباره بغلم کنی نازم کنی برام قصه بگی دلم تنگ شده برات الان پیش مامان بابات آرومی راحت بخواب داداش دوستت دارم داداشی 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
بیاید به هم قول بدیم. قول بدیم درد و ناراحتی و استرس بقیه رو سبک نشماریم...شاید توی اون لحظه طرف فقط همینو میخواد.اگه دلش بچه میخواد نگیم وای بچه چیه بیخیال. اگه دلش میخواد ازدواج کنه نگیم وای شوهر چیه؟ بیخیال. هنوز زوده برات و شوهر بده و خیانت میکنه و این چرت و پرتا...اگه دلش میخواد مستقل باشه نگیم وای کار چیه؟ بخواب توی خونه. اگه دلش میخواد درس بخونه نگیم حالا اونا که خوندن به کجا رسیدن؟ با سبک شمردن درد بقیه، هیچکی فکر نمیکنه شما یه قهرمان هستید، بلکه احمق به نظر میرسید.لطفا اینو توی مغزتون پین کنید.
بیاید به هم قول بدیم. قول بدیم درد و ناراحتی و استرس بقیه رو سبک نشماریم...شاید توی اون لحظه طرف فقط همینو میخواد.اگه دلش بچه میخواد نگیم وای بچه چیه بیخیال. اگه دلش میخواد ازدواج کنه نگیم وای شوهر چیه؟ بیخیال. هنوز زوده برات و شوهر بده و خیانت میکنه و این چرت و پرتا...اگه دلش میخواد مستقل باشه نگیم وای کار چیه؟ بخواب توی خونه. اگه دلش میخواد درس بخونه نگیم حالا اونا که خوندن به کجا رسیدن؟ با سبک شمردن درد بقیه، هیچکی فکر نمیکنه شما یه قهرمان هستید، بلکه احمق به نظر میرسید.لطفا اینو توی مغزتون پین کنید.