من نمیدونم از بچگی وقتی میرفتم تو خیالاتی کلا خودمو تو اون فکر خیال میدیدم تو زمین فوتبال بازی کردم نفر اول کنکور شدم پسر شدم ولی نمیدونم شیفت بوده یا ن چون هر موقع اراده کنم برم تو فکر دیگه چیزی از دور و برم نمیفهمم انگار روحم تو افکارم هست
شاید توهمزدن یخ جا خونده بودم طی تلقین مغز میتونه تصاویری بسازه که مثل واقعیت باشه
نمیدونم ولی میگفتن انجام دادن مث واقعیت بوده ولی وقتی یه کلمه ای رو برای خروج ازش میگفتن میمومدن بیرون مثلا برای بیرون اومدن ازش میگفت توت فرنگی میومد اینجا