بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
من اولش همین بودم یواش یواش یادگرفتم اما برنجم هیچوقت هیچوقت خوب در نمیاد هیچوقت همش ش ...
خب گلم خیلی دیر برمیداری ک شفته میشه وقتی داره میجوشه ی دونه بردار از وسط نصف کن اگه له شد بردار آب بکش بعد هم روغن بریز کف قابلمه نونتو بزار یا خاستی هیچی نزاری ک هیچی برنجارو بریز از کنارها جم کن وسط ک مثه یه کوه بشه با ته کفگیر تا ته ببر چند جاشو سوراخ کن حالا یکم آب بریز همه جاش بعد دیگ خاستی روغن بریز ما آخر سر میریزیم سرشو دم کنی بزار اگه از این شیعه پخش کنا داشتی ک چه بهتر خب بعدش زیر شلعه زیاد باشه هروقت جلق ولق کرد یا انگشتت رو خیس کن چن جا بزن انگار ک برق بگیره اونجوری میشه زیرش رو خیلی کم کن و تمام