سه روز بعد عید زنگ زدم عید تبریک بگم بعد اشغال کرد نوشت زیر سرمم امروز یکی دیگه از دوستام گفت خبر داشتی فلانی از قبل عید کار پیدا کرده و میره سرکار گفتم نه الان زنگ زدم دوباره رد تماس زد میخواستم بهش تبریک بگم از اون موقعی که باردار شدم باهم میرفتیم کلاس رانندگی هی گفت بچه میخوای چیکار منم ناراحت میشدم منم خودم نویسنده ام و تو خونه کار میکنم حسادت کار اونو نمیکنم یا چشمام شور نیست اونو چش بزنم و در توانم نیست کار بیرون از منزل کمرم مشکل داره ولی واقعا موندم باهاش ارتباط داشته باشم یا نه
نه دیگه واضحه که قطع ارتباط کن اینا عدم عزت نفس دارن اینطوری خودشونو نشون میدن ولش کن
همون یکبار نگفت مبارکه و اینا الان این دوستم زنگ زد خیلی تبریک گفت ولی اون از همون اول گفت تو بچه ای میخوای چیکار بچه ۲۴ سالمه احساس میکنم الانش هم دیره واسه بچه